در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
خود را یا دیگران را به مقدار زیادی از چیزی که لذتبخش است، و معمولاً باعث نتایج منفی میشود، رها کردن یا زیادهروی کردن.
To allow oneself or someone else to have too much of something enjoyable, often leading to negative consequences.
«او معمولاً در تعطیلات آخر هفته در دسرها زیادهروی میکند.»
“She tends to overindulge in desserts on weekends.”
«والدین نباید در دادن هدایا به کودکانشان زیادهروی کنند.»
“Parents shouldn't overindulge their children with gifts.”
رایج. در زمینه زیادهروی بخصوص با خوراکی یا فعالیتها قابل جایگزینی است — «او در شیرینیجات زیادهروی کرد» صحیح است؛ «او شیرینیها را زیادهروی کرد» کمتر رایج است.
Common. Interchangeable in contexts of excess especially with food or activities — 'He overdid it with sweets.' fits; 'He overindulged sweets.' less common.