overhung

o·ver·hung/ˌoʊvərˈhʌŋ/
over-excessively or abovehungpast of hang
adjective (صفت)formal

صفت — بیش از حد آویزان

بیش از حد آویزانبیرون زده

گسترش یافته یا آویزان شده به صورتی که از لبه بیرون زده باشد.

Extended or protruding over something, often hanging beyond an edge.

«سقف بیرون زده سایه اضافی ایجاد کرد.»

The overhung roof provided extra shade.

«شاخه‌های درخت بیش از حد بالای رودخانه آویزان بودند.»

Branches of the tree were overhung above the river.

تفاوت با واژه‌های مشابه
overhangingآویزان شده بیش از حد

رایج. معنی مشابه، برای توصیف اشیایی که از لبه بیرون زده‌اند.

Common. Similar meaning, used in describing objects protruding over edges.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000