blacked

/blækt/
verb (فعل)commonpast (گذشته): blackedpast participle (مفعولی): blacked-ing (حال): blacking3rd (سوم): blacks

فعل — سیاه کرد

سیاه کردسیاه شد

گذشته فعل black؛ چیزی را به رنگ سیاه یا تیره کردن.

Past tense of black: to make something black or dark in color.

«او برای حفظ حریم پنجره‌ها را سیاه کرد.»

He blacked the windows for privacy.

«دوده دیوارها را سیاه کرد.»

The soot blacked the walls.

تفاوت با واژه‌های مشابه
darkenedتیره کرد

رایج. معنی مشابه، به معنی تیره کردن چیزی است.

Common. Similar meaning, refers to making something darker in color.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000