blat

/blæt/
verb (فعل)commonpast (گذشته): blattedpast participle (مفعولی): blatted-ing (حال): blatting3rd (سوم): blats

فعل — صدا کردن بلند

صدا کردن بلندبزغاله زدن

صدای بلند و خشن تولید کردن، به‌ویژه صدای بز یا گوسفند.

To make a loud, harsh noise, especially a call by a sheep or goat.

«بزها وقتی ترسیده‌اند صدای بلندی تولید می‌کنند.»

The sheep blat loudly when startled.

«صدای بزها در سراسر دره شنیده می‌شد.»

You could hear goats blat across the valley.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000