adjective (صفت)informal
صفت — لعنتی
لعنتیرنجیده
بیان خشم یا ناراحتی؛ به عنوان تأکید استفاده میشود.
Expressing anger or annoyance; used as an intensifier.
«او بالاخره آن دستگاه لعنتی را تعمیر کرد.»
“He fixed that blasted machine at last.”
«صدای لعنتی من را بیدار نگه داشت.»
“The blasted noise kept me awake.”
تفاوت با واژههای مشابه
damned— لعنتی
غیررسمی، غالباً قویتر از blasted، به عنوان ناسزا یا تأکید استفاده میشود.
Informal, often stronger than 'blasted', used as curse or intensifier.