bleat
/bliːt/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): bleatedpast participle (مفعولی): bleated-ing (حال): bleating3rd (سوم): bleats
فعل — صدا دادن (گوسفند/بز)
صدا دادن (گوسفند/بز)
صدا کردن مانند بره یا بز، صدای شبمانند.
To make the characteristic cry of sheep or goats.
«برهها به آرامی در مزرعه صدا میکنند.»
“The lambs bleat softly in the field.”
«بزها در تپه بلند صدا زدند.»
“Goats bleated loudly on the hill.”
تفاوت با واژههای مشابه
2noun (اسم)common
اسم — صدای گوسفند/بز
صدای گوسفند/بز
صدایی که گوسفند یا بز تولید میکند.
The cry or sound made by sheep or goats.
«صدای گوسفند در نزدیکی شنیدم.»
“I heard the bleat of sheep nearby.”
«صدای گوسفند در دره انعکاس یافت.»
“The bleat echoed through the valley.”