در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
نمایش یک سیگنال کوتاه یا وقوع یک رویداد مختصر (گذشته).
Past tense of blip; to show a small, temporary electronic signal or a brief event happening.
«رادار به طور کوتاه روی صفحه ظاهر شد.»
“The radar blipped briefly on the screen.”
«اسم او لحظهای در اخبار ظاهر شد.»
روزمره. معنای مشابهی در مورد ظاهر شدن لحظهای یک سیگنال یا نور دارد.
Common. Similar meaning of a brief signal or light appearing.