blotches

blot·ches/ˈblɒtʃɪz/
noun (اسم)commonplural (جمع): blotches

اسم — لکه‌ها

لکه‌هانقاط

نقاط یا لکه‌های نامنظم روی یک سطح، به ویژه روی پوست یا کاغذ.

Irregular patches or marks on a surface, especially on skin or paper.

«او لکه‌های قرمز روی بازوهایش داشت.»

He had red blotches on his arms.

«کاغذ پوشیده از لکه‌های جوهر بود.»

The paper was covered with ink blotches.

تفاوت با واژه‌های مشابه
spotsلکه‌ها

متداول. معمولاً لکه‌های کوچک‌تر یا گردتر، در بسیاری از موارد پوست قابل جایگزین.

Common. Generally smaller or more rounded marks, interchangeable in many skin contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000