blow away

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

blow a·way/bloʊ əˈweɪ/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — با باد بردن

با باد بردنپراکنده کردن

چیزی را با باد یا جریان هوا از جایش بردن.

To carry something away by wind or a current of air.

«باد کاغذها را برد.»

The wind blew away the papers.

«تندباد کلاهش را با خود برد.»

A gust blew away his hat.

2phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — شگفت‌زده کردن

شگفت‌زده کردنمات و مبهوت کردن

کسی را بسیار شگفت‌زده یا تحت تأثیر قرار دادن.

To impress or amaze someone greatly.

«صدایش واقعاً مرا شگفت‌زده کرد.»

Her voice blew me away.

«فیلم منتقدان را بسیار تحت تأثیر قرار داد.»

The film blew away the critics.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000