blow chunks

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/bloʊ tʃʌŋks/
phrase (عبارت)slang

عبارت — استفراغ کردن

استفراغ کردنبالا آوردن

با لحنی عامیانه، بالا آوردن یا استفراغ کردن.

To vomit, especially violently or repeatedly.

«سواریِ پر دست‌انداز باعث شد بالا بیاورد.»

The rough ride made him blow chunks.

«بعد از غذا نزدیک بود استفراغ کند.»

He nearly blew chunks after the meal.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000