blueberry

blue·ber·ry/ˈbluːbɛri/
bluecolor blueberrysmall round fruit
noun (اسم)commonplural (جمع): blueberries

اسم — بلوبری

بلوبریتمشک آبی

میوه‌ای کوچک، شیرین و آبی-بنفش

a small sweet blue-purple fruit

«او بلوبری را به ماست اضافه کرد.»

She added blueberries to the yogurt.

«بلوبری‌ها سرشار از آنتی‌اکسیدان هستند.»

Blueberries are rich in antioxidants.

تفاوت با واژه‌های مشابه
berryتمشک

رایج. اصطلاح کلی برای میوه‌های کوچک؛ بلوبری نوع خاصی است.

Common. General term for small fruits; blueberry is a specific type.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000