در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
میوهای کوچک، شیرین و آبی-بنفش
a small sweet blue-purple fruit
«او بلوبری را به ماست اضافه کرد.»
“She added blueberries to the yogurt.”
«بلوبریها سرشار از آنتیاکسیدان هستند.»
“Blueberries are rich in antioxidants.”
رایج. اصطلاح کلی برای میوههای کوچک؛ بلوبری نوع خاصی است.
Common. General term for small fruits; blueberry is a specific type.