bludge

/blʌdʒ/
verb (فعل)informalpast (گذشته): bludgedpast participle (مفعولی): bludged-ing (حال): bludging3rd (سوم): bludges

فعل — تنبلی کردن

تنبلی کردنطفره رفتن

از انجام کار یا مسئولیت طفره رفتن؛ زندگی کردن با وابستگی و استفاده از دیگران.

To avoid work or responsibilities; to live by sponging off others.

«او به جای کار کردن، تمام روز تنبلی می‌کند.»

He bludges all day instead of working.

«او از دوستانش پول قرض می‌گیرد و طفره می‌رود.»

She bludges money from friends.

تفاوت با واژه‌های مشابه
moochچرند گفتن

غیررسمی. به معنای سر کردن با کمترین تلاش، معمولاً وابسته به دیگران بودن.

Informal. Means to get by with minimal effort, often by depending on others.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000