در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
لایه ضخیم چربی زیر پوست حیوانات دریایی مانند نهنگها.
The thick layer of fat under the skin of marine animals like whales.
«نهنگها با چربی زیرپوستی ضخیم عایقبندی میشوند.»
“Whales are insulated by thick blubber.”
«چربی زیرپوستی حیوان را از آب سرد محافظت میکند.»
“Blubber protects the animal from cold water.”
با صدای بلند و بیقابله کنترل گریه کردن.
To cry noisily and uncontrollably.
«کودک بعد از زمین خوردن با صدای بلند زاری کرد.»
“The child blubbered loudly after falling.”
«بس کن گریه کردن را و آرام باش.»
رایج. گریه با نفسهای پر سر و صدا اما کمتر افراطی.
Common. Crying with noisy breaths but less excessive.