در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
با صدای بلند و بیوقفه گریه کردن یا ناله کردن.
To cry or sob noisily and uncontrollably.
«او پس از شنیدن خبر غمانگیز شروع به گریه کرد.»
“She began to blub after the sad news.”
«گریه نکن، قوی باش.»
“Don’t blub, be strong.”
روزمره. وقتی گریه با صدای بلند مد نظر است قابل جایگزین است.
Everyday. Interchangeable when emphasizing noisy crying.