mooch

/muːtʃ/
verb (فعل)informalpast (گذشته): moochedpast participle (مفعولی): mooched-ing (حال): mooching3rd (سوم): mooches

فعل — ولگردی کردن

ولگردی کردنچرند بازی کردننگیر و ول کن بودن

خواستن یا گرفتن چیزی بدون پرداخت هزینه یا تلاش، اغلب به صورت مکرر.

To ask for or obtain something without paying or working for it, often repeatedly.

«او همیشه از دوستانش پول می‌گیرد بدون پس دادن.»

He always mooches money from his friends.

«در مهمانی‌ها غذا را مفت نخور.»

Don’t mooch food at parties.

تفاوت با واژه‌های مشابه
scroungeگدایی کردن

غیررسمی. تاکید بر گرفتن با خواهش یا پافشاری دارد.

Informal. Focuses on obtaining by begging or asking persistently.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000