در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
با صدای بلند و بیوقفه گریستن به شکلی ضعیف و ناراحت.
Crying noisily and uncontrollably in a weak or distressed way.
«کودک بعد از افتادن از دوچرخه با صدای بلند گریه میکرد.»
“The child was blubbing after falling off the bike.”
«او در فیلم غمانگیز به شدت گریه میکرد.»
رایج. عمل مشابه گریه کردن با صدا و احساساتی.
Common. Similar act of crying with noise, often emotional.