در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
دارای مقدار زیادی چربی نرم و ضخیم، مانند لایه چربی پستانداران دریایی.
Having a lot of thick, soft fat; resembling the thick fat layer of sea animals.
«فک دارای لایهای چربی ضخیم برای حفظ گرما است.»
“The seal has a blubbery layer to keep warm.”
«پوست پرچربی باعث میشد حیوان سریع شنا نکند.»
“Blubbery skin made it harder for the animal to swim fast.”
روزمره. وقتی به چربی ضخیم اشاره میشود جایگزین میشود اما fatty کاربرد کلیتری دارد.
Common. Interchangeable when referring to something with thick fat, but 'fatty' often used more generally for all fat.