bluebottle

blue·bot·tle/ˈbluːˌbɒtl/
bluecolor bluebottlecontainer
noun (اسم)commonplural (جمع): bluebottles

اسم — مگس آبی

مگس آبیعروس دریایی مرد پرتغالی

یک نوع مگس آبی بزرگ یا عروس دریایی موسوم به مرد پرتغالی.

A type of large blue blowfly or a Portuguese man o’ war jellyfish.

«مگس‌های آبی اغلب در تابستان در اطراف زباله پرواز می‌کنند.»

Bluebottles often hover around garbage in summer.

«ساحل به دلیل حضور عروس دریایی مرد پرتغالی بسته شد.»

The beach was closed due to bluebottle jellyfish.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000