فعل — بلوف زدن
تلاش برای فریب دادن کسی با وانمود کردن به داشتن موقعیتی قویتر از آنچه واقعاً هست، به ویژه در بازی یا مذاکره.
Present participle of 'bluff', meaning to try to deceive someone into believing something false, especially in a game or negotiation, often by pretending to have a stronger position than one actually does.
«او در پوکر درباره داشتن دست بهتر بلوف میزد.»
“He was bluffing about having a better hand in poker.”
«او شک داشت که او در طول مذاکره بلوف میزند.»
“She suspected he was bluffing during the negotiation.”
تفاوت با واژههای مشابه
متداول. 'فریب دادن' یک اصطلاح گستردهتر برای گمراه کردن کسی به هر طریق است، در حالی که 'بلوف زدن' به طور خاص به وانمود کردن به داشتن مزیت یا قدرت اشاره دارد. شما میتوانید با دروغ گفتن کسی را فریب دهید، اما بلوف زدن نوع خاصی از فریب است که اغلب در بازیهایی مانند پوکر استفاده میشود. 'او آنها را با داستان دروغینش فریب میداد' درست است، اما 'او با داستان دروغینش به آنها بلوف میزد' فقط در صورتی درست است که داستان باعث میشد او قویتر به نظر برسد.
Common. 'Deceiving' is a broader term for misleading someone by any means, while 'bluffing' specifically implies pretending to have an advantage or strength. You can deceive someone by lying, but bluffing is a specific type of deception often used in games like poker. 'He was deceiving them with his fake story' works, 'He was bluffing them with his fake story' works only if the story made him seem stronger.
متداول. مشابه 'فریب دادن'، 'گمراه کردن' به معنای باعث شدن یک فرد به داشتن ایدهای غلط یا برداشت اشتباه است. 'بلوف زدن' یک تاکتیک خاص گمراه کردن است، معمولاً با هدف کسب مزیت. 'تابلوها ما را گمراه میکردند' درست است، 'تابلوها به ما بلوف میزدند' غلط است.
Common. Similar to 'deceiving', 'misleading' means to cause someone to have a wrong idea or impression. 'Bluffing' is a specific tactic of misleading, usually with the goal of gaining an advantage. 'The signs were misleading us' works, 'The signs were bluffing us' does not.
اسم — بلوف
عملی از بلوف زدن؛ بیانیه یا اقدامی فریبنده که قصد دارد کسی را متقاعد کند که فرد قدرت یا برتری بیشتری دارد.
An act of bluffing; a deceptive statement or action intended to make someone believe one has greater strength or an advantage.
«این فقط یک بلوف برای ترساندن حریفش بود.»
“It was just a bluff to intimidate his opponent.”
«چهره بیتفاوتش تشخیص اینکه آیا بلوف بود را سخت میکرد.»
“Her poker face made it hard to tell if it was a bluff.”
تفاوت با واژههای مشابه
متداول. 'فریب' یک عمل کلی از گمراه کردن است. 'بلوف' نوع خاصی از فریب است که اغلب استراتژیک است. 'فریب او منجر به سقوط آنها شد' درست است، 'بلوف او منجر به سقوط آنها شد' به این معنی است که سقوط به دلیل یک عمل خاص از رجزخوانی دروغین بوده است.
Common. 'Deception' is a general act of misleading. 'Bluff' is a specific type of deception, often strategic. 'His deception led to their downfall' works, 'His bluff led to their downfall' implies the downfall was due to a specific act of false boasting.
متداول. 'فریبکاری' یک عمل شیطنتآمیز است که قصد فریب دادن دارد، اغلب در مقیاس بزرگتر. 'بلوف' معمولاً بر تعامل مستقیم یا بازی متمرکزتر است. 'تماس تلفنی یک فریبکاری بود' درست است، اما 'تماس تلفنی یک بلوف بود' ممکن است مناسب نباشد اگر مربوط به کسب مزیت در یک موقعیت خاص نباشد.
Common. A 'hoax' is a mischievous act intended to trick or deceive, often on a larger scale. A 'bluff' is usually more focused on a direct interaction or game. 'The phone call was a hoax' works, 'The phone call was a bluff' might not fit if it wasn't about gaining an advantage in a specific situation.