در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
عمل سوار شدن به کشتی، هواپیما یا وسیله نقلیه.
The act of getting on a ship, plane, or vehicle.
«سوار شدن در دروازه پنج شروع میشود.»
“Boarding begins at gate five.”
«آنها منتظر شروع سوار شدن بودند.»
“They waited for boarding to start.”
مربوط به اقامت و دریافت غذا در مکانی، معمولاً با پرداخت هزینه.
Related to staying and eating at a place, often for payment.
«او در مدرسه شبانهروزی ثبت نام کرد.»
“She enrolled in a boarding school.”
«خانه خوابگاهی غذا و اتاق ارائه میدهد.»
“Boarding house provides meals and rooms.”