boarding

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

board·ing/ˈbɔːrdɪŋ/
1noun (اسم)common

اسم — سوار شدن

سوار شدنورود

عمل سوار شدن به کشتی، هواپیما یا وسیله نقلیه.

The act of getting on a ship, plane, or vehicle.

«سوار شدن در دروازه پنج شروع می‌شود.»

“Boarding begins at gate five.”

«آن‌ها منتظر شروع سوار شدن بودند.»

“They waited for boarding to start.”

2adjective (صفت)common

صفت — خوابگاهی

خوابگاهیاقامتی

مربوط به اقامت و دریافت غذا در مکانی، معمولاً با پرداخت هزینه.

Related to staying and eating at a place, often for payment.

«او در مدرسه شبانه‌روزی ثبت نام کرد.»

“She enrolled in a boarding school.”

«خانه خوابگاهی غذا و اتاق ارائه می‌دهد.»

“Boarding house provides meals and rooms.”

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000