bobbling

bob·bling/ˈbɒb·əl·ɪŋ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): bobblepast participle (مفعولی): bobbled-ing (حال): bobbling3rd (سوم): bobbles

فعل — تکان خوردن

تکان خوردنجنبیدن

حرکت کردن یا باعث حرکت کردن با تکان‌های کوتاه و ناگهانی.

To move with short jerky motions or to cause something to move this way.

«توپ روی زمین ناهموار تکان می‌خورد.»

The ball was bobbling on the uneven ground.

«او در حین صحبت با سوزن‌های بافتنی تکان می‌داد.»

She was bobbling the knitting needles while talking.

تفاوت با واژه‌های مشابه
jigglingتکان خوردن

غیررسمی. به معنای حرکات کوچک و مکرر، مشابه bobbling اما کمتر رسمی.

Informal. Means small repeated movements, similar to 'bobbling' but less formal.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000