bogie

bo·gie/ˈbəʊɡi/
1noun (اسم)technicalplural (جمع): bogies

اسم — بوژی

بوژیارابه چرخ

چرخ‌بندی چرخ‌دار که یک واگن قطار یا لوکوموتیو را پشتیبانی می‌کند.

A wheeled undercarriage supporting a railway carriage or locomotive.

«بوژی قطار به آن اجازه می‌دهد تا پیچ‌ها را به آرامی طی کند.»

The train's bogie allows it to navigate curves smoothly.

«تیم‌های تعمیر و نگهداری به طور منظم بوژی‌ها را برای سایش و پارگی بررسی می‌کنند.»

Maintenance crews regularly inspect the bogies for wear and tear.

تفاوت با واژه‌های مشابه
truckارابه

فنی. در انگلیسی آمریکای شمالی، 'truck' اغلب برای همین جزء ریلی استفاده می‌شود. در انگلیسی بریتانیایی، 'bogie' رایج‌تر است. در این زمینه فنی خاص، آنها قابل تعویض هستند.

Technical. In North American English, 'truck' is often used for the same railway component. In British English, 'bogie' is more common. They are interchangeable in this specific technical context.

undercarriageچرخ‌بندی

فنی. یک اصطلاح عمومی‌تر برای ساختار حمایتی زیر یک وسیله نقلیه یا هواپیما. 'بوژی' نوع خاصی از چرخ‌بندی برای وسایل نقلیه ریلی است.

Technical. A more general term for the supporting structure underneath a vehicle or aircraft. 'Bogie' is a specific type of undercarriage for railway vehicles.

2noun (اسم)technicalplural (جمع): bogies

اسم — بوگی (گلف)

بوگی (گلف)

(گلف) یک ضربه بیشتر از پار در یک سوراخ.

(Golf) A score of one stroke over par on a hole.

«او در سوراخ دشوار سوم یک بوگی زد.»

He made a bogie on the difficult third hole.

«بوگی خیلی بد نیست، اما او به پار امیدوار بود.»

A bogie isn't terrible, but he was hoping for a par.

تفاوت با واژه‌های مشابه
parپار

فنی. تعداد استاندارد ضربات برای یک سوراخ. 'بوگی' یک ضربه بدتر از 'پار' است. متضاد 'پار' در این زمینه 'birdie' یا 'eagle' خواهد بود.

Technical. The standard number of strokes for a hole. 'Bogie' is one stroke worse than 'par'. The opposite of 'par' in this context would be 'birdie' or 'eagle'.

متضادها
3noun (اسم)archaicplural (جمع): bogies

اسم — جن

جنشبحلولو

(عامیانه، کهن) یک جن یا شبح ترسناک.

(Slang, archaic) A goblin or terrifying phantom.

«به بچه‌ها در مورد لولوی زیر تخت هشدار داده شد.»

Children were warned about the bogie under the bed.

«برخی از داستان‌های قدیمی از شبح‌هایی صحبت می‌کردند که جنگل‌ها را تسخیر کرده بودند.»

Some old tales spoke of bogies haunting the woods.

تفاوت با واژه‌های مشابه
goblinجن

ادبی/کهن. موجودی افسانه‌ای، شیطون و اغلب گروتسک. از نظر معنی بسیار نزدیک است. 'بوگی' می‌تواند اصطلاحی عمومی‌تر برای یک موجود ترسناک باشد.

Literary/Archaic. A mythical, mischievous, and often grotesque creature. Very close in meaning. 'Bogie' can be a more general term for a scary entity.

phantomشبح

ادبی/رسمی. یک روح یا شبح. 'فانتوم' اغلب به حضوری اثیری‌تر یا بی‌جسم‌تر اشاره دارد، در حالی که 'بوگی' در داستان‌های عامیانه می‌تواند ملموس‌تر باشد.

Literary/Formal. A ghost or apparition. 'Phantom' often implies a more ethereal or insubstantial presence, while 'bogie' can be more concrete in folk tales.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000