boiling frog
boil·ing frog/ˈbɔɪlɪŋ frɑːɡ/
noun (اسم)commonplural (جمع): boiling frogs
اسم — قورباغه در حال جوش
قورباغه در حال جوشنماد عادت به خطر تدریجی
استعارهای برای ندیدن یا واکنش نشان ندادن به وضعیتی زیانبار که بهتدریج بدتر میشود.
A metaphor for failing to notice or resist a harmful situation that worsens gradually.
«تمثیل قورباغه در حال جوش واکنش ما به تغییر تدریجی را توصیف میکند.»
“The boiling frog describes our response to slow change.”
«او از تمثیل قورباغه در حال جوش برای هشدار دادن استفاده کرد.»
“He used the boiling frog as a warning.”