bolted

bolt·ed/ˈboʊltɪd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): boltedpast participle (مفعولی): bolted-ing (حال): bolting3rd (سوم): bolts

فعل — دوید

دویدقفل کرد

گذشته و شکل گذشته فعل bolt؛ حرکت سریع یا ناگهانی یا محکم کردن با پیچ مخصوص.

Past tense of bolt; to move suddenly or fast, or to fasten with a bolt.

«اسب ناگهان از اصطبل دوید.»

The horse bolted from the stable.

«قبل از رفتن در را قفل کرد.»

He bolted the door before leaving.

تفاوت با واژه‌های مشابه
ranدوید

روزمره. وقتی به معنی حرکت سریع ناگهانی است مترادف محسوب می‌شود.

Everyday. Synonymous when meaning to move quickly suddenly.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000