bombards

bom·bards/ˈbɒmbɑːrdz/
verb (فعل)formalpast (گذشته): bombardedpast participle (مفعولی): bombarded-ing (حال): bombarding3rd (سوم): bombards

فعل — بمباران می‌کند

بمباران می‌کندحمله می‌کند

به طور مکرر با بمب یا آتش توپخانه حمله کردن.

Attacks repeatedly with bombs or artillery fire.

«ارتش سنگرهای دشمن را بمباران می‌کند.»

The army bombards the enemy fortifications.

«آن‌ها شبانه شهر را بمباران کردند.»

They bombarded the city throughout the night.

تفاوت با واژه‌های مشابه
shellsشلیک می‌کند

نظامی. معنای مشابه برای حمله با توپخانه.

Military. Similar meaning for attacking with artillery.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000