shells

/ʃɛlz/
1noun (اسم)commonplural (جمع): shells

اسم — پوسته‌ها

پوسته‌هاصدف‌ها

جمع shell؛ پوشش‌های سخت بیرونی جانوران مانند حلزون یا پوشش‌های محافظ.

Plural of shell; hard outer coverings of animals like snails or protective casings.

«ما پوسته‌های زیبا را در ساحل جمع کردیم.»

We collected beautiful shells on the beach.

«لاک‌پشت به درون پوسته‌اش عقب‌نشینی کرد.»

The turtle retreated into its shell.

2noun (اسم)formalplural (جمع): shells

اسم — گلوله توپ

گلوله توپپوکه‌های جنگی

پوکه‌های انفجاری که در سلاح‌هایی مانند توپ‌ها یا تانک‌ها استفاده می‌شوند.

Explosive casings used in weapons like artillery or tanks.

«تانک چند گلوله به موضع دشمن شلیک کرد.»

The tank fired several shells at the enemy position.

«پوکه‌ها در اطراف میدان جنگ منفجر شدند.»

Shells exploded around the battlefield.

تفاوت با واژه‌های مشابه
projectilesموشک‌ها

فنی. اجسامی که از سلاح پرتاب می‌شوند، معنای مشابه اما گسترده‌تر.

Technical. Objects fired from weapons, similar but broader meaning.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000