shelled

/ʃɛld/
verb (فعل)commonpast (گذشته): shelledpast participle (مفعولی): shelled-ing (حال): shelling3rd (سوم): shells

فعل — پوسته‌گیری شده

پوسته‌گیری شدهگلوله‌باران شده

گذشته فعل 'shell'؛ کندن پوشش خارجی یا حمله با گلوله‌های توپخانه‌ای.

Past tense of 'shell'; to remove the outer covering or to attack with shells (artillery).

«آن‌ها قبل از پختن نخودفرنگی‌ها را پوسته‌گیری کردند.»

They shelled the peas before cooking.

«شهر در جریان جنگ گلوله‌باران شد.»

The city was shelled during the war.

تفاوت با واژه‌های مشابه
bombardedبمباران شده

رایج. حمله با مواد منفجره یا گلوله‌ها را توصیف می‌کند.

Common. Describes attack with explosives or shells.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000