bookmake

book·make/ˈbʊkmeɪk/
booka collection of written or printed sheets bound togethermaketo create or form
verb (فعل)commonpast (گذشته): bookmadepast participle (مفعولی): bookmade-ing (حال): bookmaking3rd (سوم): bookmakes

فعل — شرط‌بندی کردن

شرط‌بندی کردنشرط‌گردانی کردن

به عنوان یک شرط‌بند عمل کردن؛ شرط گرفتن و پرداخت برنده.

To act as a bookmaker; to take bets and pay out winnings.

«شرط‌گردانی بدون مجوز در بسیاری از کشورها غیرقانونی است.»

It is illegal to bookmake without a license in many countries.

«او تصمیم گرفت روی مسابقات محلی سگ‌ها شرط‌بندی کند.»

He decided to bookmake on the local dog races.

تفاوت با واژه‌های مشابه
gambleقمار کردن

متداول. به معنای ریسک کردن به امید نتیجه مطلوب، اغلب با پول. 'Gamble' عمل کلی شرط‌بندی است، در حالی که 'bookmake' به نقش خاص شخص یا نهادی که شرط‌ها را می‌پذیرد اشاره دارد. 'او تمام پولش را قمار کرد' درست است.

Common. To take a risk in the hope of a desired result, often with money. 'Gamble' is the general act of betting, while 'bookmake' refers to the specific role of the person or entity taking the bets. 'He gambled all his money' works.

betشرط بستن

روزمره. به معنای پول گذاشتن بر روی نتیجه یک رویداد غیرقابل پیش‌بینی. 'Bet' می‌تواند توسط افراد انجام شود، 'bookmake' به معنای اداره یک کسب‌وکار شرط‌بندی است. 'من روی مسابقه اسب‌دوانی شرط بستم' درست است.

Everyday. To stake money on the outcome of an unpredictable event. 'Bet' can be done by individuals, 'bookmake' implies operating a betting business. 'I bet on the horse race' works.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000