bored out of one's mind

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˌbɔːrd aʊt əv wʌnz ˈmaɪnd/
phrase (عبارت)informal

عبارت — از شدت بی‌حوصلگی کلافه

از شدت بی‌حوصلگی کلافهبسیار بی‌حوصله

آن‌قدر بی‌حوصله بودن که هیچ کار جالبی برای انجام دادن پیدا نشود.

Extremely bored and unable to find anything interesting to do.

«در خانه از شدت بی‌حوصلگی کلافه شده بودم.»

I was bored out of my mind at home.

«بچه‌ها از شدت بی‌حوصلگی کلافه بودند.»

The children were bored out of their minds.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000