فعل — کسل میکند
شکل سوم شخص مفرد حال فعل 'کسل کردن'؛ به معنای ایجاد احساس خستگی یا بیعلاقگی در کسی.
Third-person singular present of 'bore'; to make someone feel bored or uninterested.
«سخنرانی دانشآموزان را کسل میکند.»
“The lecture bores the students.”
«او همه را با داستانهایش خسته میکند.»
“He bores everyone with his stories.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. معنی مشابه و اغلب قابل جایگزینی است.
Common. Similar meaning and often interchangeable in this context.
متضادها
اسم — کسالتآور
شخص یا چیزی کسالتآور و بیعلاقه.
A dull or uninteresting person or thing.
«او در مهمانیها کسالتآور است.»
“He's a bore at parties.”
«فیلم کسلکننده بود.»
“The movie was a bore.”
تفاوت با واژههای مشابه
غیررسمی. به چیزهای خستهکننده اشاره دارد؛ در گفتگوهای معمولی با bore قابل جایگزینی است.
Informal. Suggests something tedious; used interchangeably with bore in casual speech.