در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
ظرف گرد و گودی که برای نگه داشتن غذا یا مایعات استفاده میشود.
A round, deep dish used for holding food or liquids.
«او سوپ را در کاسه ریخت.»
“She poured soup into the bowl.”
«کاسه پر از میوه بود.»
“The bowl was full of fruit.”
ظرف کلی؛ bowl معمولاً کوچکتر و مخصوص غذا است.
General container; bowl usually smaller and for food.
در بازی، توپ را چرخاندن یا پرتاب کردن، مخصوصاً در کریکت یا بولینگ.
To roll a ball in a game, especially in cricket or bowling.
«او یک ضربه کامل در بازی بولینگ زد.»
“He bowled a perfect strike in the game.”
«بازیکن توپهای سریع پرتاب کرد.»
“The player bowled fast balls.”
اصطلاح کلی؛ bowling در زمینه ورزشی تخصصی است.
General term; bowling is a specialized sport context.