bowlful

bowl·ful/ˈbəʊl.fʊl/
bowla round containerfulfull of
noun (اسم)commonplural (جمع): bowlfuls

اسم — یک کاسه

یک کاسهپر کاسه

مقداری که یک کاسه را پر می‌کند.

An amount that fills a bowl.

«او یک کاسه سوپ خورد.»

She ate a bowlful of soup.

«یک کاسه برنج برای شام بریز.»

Pour a bowlful of rice for dinner.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000