bowl over

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

bowl o·ver/boʊl ˈoʊvər/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — به زمین انداختن

به زمین انداختننقش زمین کردن

با ضربه یا نیروی زیاد کسی یا چیزی را به زمین انداختن.

To knock a person or object to the ground by force.

«سگ هیجان‌زده نزدیک بود من را زمین بزند.»

The excited dog nearly bowled me over.

«موجی قوی او را نقش زمین کرد.»

A strong wave bowled him over.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fellبه زمین انداختن

ادبی یا رسمی است. وقتی ضربه کسی یا چیزی را زمین می‌زند می‌تواند جای bowl over بیاید، اما حس برخورد سریع و رو‌به‌جلو را ندارد. در روایت مکتوب و فشرده به کار می‌رود.

Literary or formal. It can replace 'bowl over' when a blow knocks someone or something down, but it lacks the sense of fast forward impact. Speakers choose it for concise written narration.

2phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — مبهوت کردن

مبهوت کردنشدیداً تحت‌تأثیر قرار دادن

کسی را بسیار شگفت‌زده، تحت‌تأثیر یا خوشحال کردن.

To greatly surprise, impress, or delight someone.

«صدای قدرتمندش ما را مبهوت کرد.»

Her powerful voice bowled us over.

«مهربانی‌شان واقعاً من را تحت‌تأثیر قرار داد.»

I was bowled over by their kindness.

تفاوت با واژه‌های مشابه
amazeشگفت‌زده کردن

روزمره است. وقتی چیزی باعث شگفتی شدید می‌شود می‌تواند جای bowl over بیاید، اما لزوماً تحسین یا لذت را نمی‌رساند. به‌عنوان واژه‌ای عمومی‌تر انتخاب می‌شود.

Everyday. It can replace 'bowl over' when something causes strong surprise, but it need not imply admiration or delight. Speakers choose it as the more general term.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000