bowl over
فعل عبارتی — به زمین انداختن
با ضربه یا نیروی زیاد کسی یا چیزی را به زمین انداختن.
To knock a person or object to the ground by force.
«سگ هیجانزده نزدیک بود من را زمین بزند.»
“The excited dog nearly bowled me over.”
«موجی قوی او را نقش زمین کرد.»
“A strong wave bowled him over.”
تفاوت با واژههای مشابه
ادبی یا رسمی است. وقتی ضربه کسی یا چیزی را زمین میزند میتواند جای bowl over بیاید، اما حس برخورد سریع و روبهجلو را ندارد. در روایت مکتوب و فشرده به کار میرود.
Literary or formal. It can replace 'bowl over' when a blow knocks someone or something down, but it lacks the sense of fast forward impact. Speakers choose it for concise written narration.
فعل عبارتی — مبهوت کردن
کسی را بسیار شگفتزده، تحتتأثیر یا خوشحال کردن.
To greatly surprise, impress, or delight someone.
«صدای قدرتمندش ما را مبهوت کرد.»
“Her powerful voice bowled us over.”
«مهربانیشان واقعاً من را تحتتأثیر قرار داد.»
“I was bowled over by their kindness.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره است. وقتی چیزی باعث شگفتی شدید میشود میتواند جای bowl over بیاید، اما لزوماً تحسین یا لذت را نمیرساند. بهعنوان واژهای عمومیتر انتخاب میشود.
Everyday. It can replace 'bowl over' when something causes strong surprise, but it need not imply admiration or delight. Speakers choose it as the more general term.