bowl a googly

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

bowl a goo·gly/boʊl ə ˈɡuːɡli/
1phrase (عبارت)technical

عبارت — توپ گول‌زننده انداختن

توپ گول‌زننده انداختن

در کریکت، توپ را طوری پرتاب کردن که خلاف یک لگ‌بریک معمولی بچرخد.

In cricket, to deliver a ball that spins opposite to a normal leg break.

«توپ‌انداز چرخشی می‌تواند توپ گول‌زننده را دقیق پرتاب کند.»

The spinner can bowl a googly accurately.

«او در آخرین توپ یک پرتاب گول‌زننده انجام داد.»

He bowled a googly on the final ball.

2phrase (عبارت)informal

عبارت — غافلگیر کردن

غافلگیر کردنکسی را در تنگنا گذاشتن

کسی را با موضوعی غیرمنتظره غافلگیر کردن که واکنش سریع می‌خواهد.

To surprise someone with something unexpected that requires a quick response.

«آن سؤال واقعاً من را غافلگیر کرد.»

That question really bowled a googly at me.

«مهلت ناگهانی تیم را غافلگیر کرد.»

The sudden deadline bowled the team a googly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
blindsideغافلگیر کردن

غیررسمی است. وقتی پرسش یا رویدادی ناگهانی کسی را آماده‌نشده گیر می‌اندازد می‌تواند جای bowl a googly بیاید، اما استعارهٔ کریکت بریتانیایی را ندارد. در بافت‌های امروزی و گسترده‌تر استفاده می‌شود.

Informal. It can replace 'bowl a googly' when an unexpected question or event catches someone unprepared, but it lacks the British cricket metaphor. Speakers choose it in broader modern contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000