bowl up
فعل عبارتی — از راه رسیدن
معمولاً بیتکلف یا با وسیلهٔ نقلیه از راه رسیدن.
To arrive, especially casually or in a wheeled vehicle.
«آنها با یک ون قراضه از راه رسیدند.»
“They bowled up in a battered van.”
«او بیدعوت سر و کلهاش پیدا شد.»
“He bowled up without an invitation.”
تفاوت با واژههای مشابه
خنثی است. هر جا منظور رسیدن به مکانی باشد میتواند جای bowl up بیاید، اما حس ورود بیتکلف یا جلبتوجهکننده را ندارد. در بافتهای معمولی و رسمی استفاده میشود.
Neutral. It can replace 'bowl up' whenever reaching a place is meant, but it lacks the informal suggestion of a casual or conspicuous arrival. Speakers choose it in ordinary and formal contexts.
متضادها
فعل عبارتی — کاسهٔ پیپ را پر کردن
کاسهٔ پیپ را با مادهای برای دود کردن پر کردن.
To fill the bowl of a pipe with material to smoke.
«او کنار آتش کاسهٔ پیپش را پر کرد.»
“He bowled up his pipe by the fire.”
«او تماشا کرد که مرد پیش از دودکردن کاسهٔ پیپ را پر میکند.»
“She watched him bowl up before smoking.”