break the mold

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/breɪk ðə moʊld/
phrase (عبارت)common

عبارت — قالب را شکستن

قالب را شکستنخلاف روال عمل کردن

کاری را به شیوه‌ای تازه و متفاوت از الگوی معمول انجام دادن.

To do something in a new way that differs from the usual pattern.

«این طراحی قالب‌های معمول را می‌شکند.»

This design breaks the mold.

«او با اولین آلبومش خلاف روال عمل کرد.»

She broke the mold with her first album.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000