adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): briefersuperlative (عالی): briefest
صفت — کوتاهترین
کوتاهترینمختصرترین
کوتاهترین مدت یا مختصرترین.
Most short in duration or most concise.
«این مختصرترین توضیحی است که میتوانم بدهم.»
“This is the briefest explanation I can give.”
«او کوتاهترین پاسخ ممکن را داد.»
“She gave the briefest answer possible.”
تفاوت با واژههای مشابه
shortest— کوتاهترین
رایج. معنای مشابه ولی برای طول یا مدت زمان استفاده گسترده دارد.
Common. Same meaning but used more broadly for length or duration.