briefing

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

brief·ing/ˈbriːfɪŋ/
briefshort-ingnoun form indicating act or process
noun (اسم)formalplural (جمع): briefings

اسم — جلسه مختصر

جلسه مختصرگزارش کوتاه

جلسه یا گزارشی کوتاه که اطلاعات یا دستورالعمل می‌دهد.

A short meeting or report giving information or instructions.

«مدیر قبل از مراسم جلسه کوتاهی برگزار کرد.»

“The manager gave a briefing before the event.”

«آن‌ها در جلسه مختصر امنیتی شرکت کردند.»

“They attended the security briefing.”

تفاوت با واژه‌های مشابه
meeting— جلسه

روزمره. اصطلاح کلی برای گردهمایی؛ briefing جلسۀ کوتاه و متمرکز است.

Everyday. General term for gathering people; briefing specifies short and focused meeting.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000