brindle

brin·dle/ˈbrɪn.dəl/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more brindlesuperlative (عالی): most brindle

صفت — خالخال دار

خالخال دارخاکستری راه‌راه

دارای پوشش با خطوط یا لکه‌هایی از رنگ تیره‌تر روی زمینه‌ای روشن، معمولاً درباره حیوانات.

Having a coat with streaks or spots of darker pigment on a lighter background, usually animals.

«سگ پوششی خالخال دارد.»

The dog has a brindle coat.

«اسب‌های خالخال به خاطر الگوهای منحصربه‌فردشان ارزشمندند.»

Brindle horses are prized for their unique patterns.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tickedخط‌دار

الگوی شبیه در پوست حیوانات، معمولاً لکه‌های کوچکتر.

Similar pattern in animal coats, often smaller spots.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000