brining

brin·ing/ˈbraɪnɪŋ/
brinesalty water-ingaction or process
noun (اسم)common

اسم — شوراندن

شوراندنخیساندن در آب نمک

فرآیند خیساندن غذا در آب نمک برای نگهداری یا طعم دادن

The process of soaking food in salty water to preserve or flavor it

«شوراندن باعث می‌شود گوشت آبدارتر و خوش‌طعم‌تر شود.»

Brining makes the meat juicier and more flavorful.

«او خیارها را برای خیارشور شور می‌کند.»

She is brining cucumbers for pickles.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000