broccoli

broc·co·li/ˈbrɑːkəli/
noun (اسم)common

اسم — بروکلی

بروکلیکلم بروکلی

سبزی سبز رنگی به شکل درختچه که به صورت پخته یا خام خورده می‌شود

A green vegetable with a tree-like shape eaten cooked or raw

«دوست دارم بروکلی را با پنیر بخورم.»

I like to eat broccoli with cheese.

«بروکلی سالم و مغذی است.»

Broccoli is healthy and nutritious.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000