در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
نوعی کالسکه اسبی، معمولاً یک کالسکه چهارچرخ سرپوشیده با صندلی باز راننده.
A type of horse-drawn carriage, typically a closed four-wheeled carriage with an open driver's seat.
«خانواده ثروتمند با کالسکه زیبای بروگام خود رسیدند.»
“The wealthy family arrived in their elegant brougham.”
«او دستور داد تا کالسکه بروگامش را برای سفر آماده کنند.»
“He ordered his brougham to be prepared for the journey.”
نوعی ماشین سرپوشیده قدیمی با صندلی باز راننده.
An old type of enclosed motor car with an open driver's seat.
«مجموعه او شامل یک خودروی بروگام نادر از اوایل قرن بیستم بود.»
“His collection included a rare brougham from the early 20th century.”
«خودروی بروگام عتیقه منظرهای دیدنی بود.»
“The antique brougham was a sight to behold.”