bubbie
bub·bie/ˈbʌbi/
noun (اسم)informalplural (جمع): bubbies
اسم — مادربزرگ
مادربزرگننه عزیز
واژه محبتآمیز برای مادر بزرگ، به ویژه در خانوادههای ییدیشزبان.
Affectionate term for grandmother, especially in Yiddish-speaking families.
«مادربزرگم برایم شیرینی پخت.»
“My bubbie baked me cookies.”
«آخر هفته گذشته به دیدار مادربزرگ رفتیم.»
“We visited bubbie last weekend.”
تفاوت با واژههای مشابه
grandma— مادربزرگ
روزمره. واژه غیررسمی رایج برای مادربزرگ، در میان انگلیسیزبانان قابل جایگزینی است.
Everyday. Common informal term for grandmother, interchangeable with bubbie among English speakers.