bubonic

bu·bon·ic/bjuˈbɒnɪk/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more bubonicsuperlative (عالی): most bubonic

صفت — برونیک

برونیکمرتبط با طاعون برونکوین

مربوط به یا مشخصه برون (التهاب غدد لنفاوی) یا طاعون برونکوین که بیماری عفونی و خطرناکی است.

Relating to or characteristic of buboes or the bubonic plague, a serious infectious disease.

«طاعون برونیک باعث شیوع ویرانگری شد.»

The bubonic plague caused a devastating epidemic.

«علائم برونیک شامل تورم غدد لنفاوی است.»

Bubonic symptoms include swollen lymph nodes.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000