در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
نوعی وعده غذایی که میهمانان از انواع غذاهای چیده شده روی میز بهدلخواه انتخاب میکنند
A meal where guests serve themselves from a variety of dishes laid out on a table
«ما از بوفه مهمانی لذت بردیم.»
“We enjoyed the buffet at the party.”
«هتل سرویس صبحانه به شکل بوفه دارد.»
“The hotel offers a breakfast buffet.”
رسمی. به انواع غذاهای متنوع اشاره دارد که به شکل بوفه سرو میشود، کمتر در گفتار روزمره.
Formal. Refers to a variety of dishes served buffet-style, less common in everyday speech.
بارها و با شدت زدن یا ضربه زدن
To strike repeatedly with force
«باد تمام شب به پنجرهها میکوبید.»
“The wind buffeted the windows all night.”
«او توسط امواج شدید ضربه خورد.»
“She was buffeted by strong waves.”
رایج. میتواند جایگزین buffet هنگام معنی زدن پشت سر هم باشد.
Common. Can replace 'buffet' when meaning strike repeatedly.