bunt

/bʌnt/
1verb (فعل)technicalpast (گذشته): buntedpast participle (مفعولی): bunted-ing (حال): bunting3rd (سوم): bunts

فعل — زدن بانت

زدن بانت

در بازی بیسبال، ضربه زدن نرم و کوتاه به توپ بدون چرخاندن چوب برای حرکت کوتاه آن.

In baseball, to lightly tap the ball without swinging to make it roll short distance.

«او تلاش کرد توپ را بانت زده و به بیس برسد.»

He tried to bunt the ball to get on base.

«بازیکن با موفقیت بانت زد تا بازیکن بعدی پیش برود.»

The player successfully bunted to advance a runner.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tapزدن آرام

غیررسمی. معنی کلی ضربه آرام؛ bunt اصطلاح خاص بیسبال است.

Informal. General meaning of tapping; bunt is a specific baseball term.

2noun (اسم)technicalplural (جمع): bunts

اسم — ضربه بانت

ضربه بانت

ضربه نرم و کوتاه در بیسبال که هدف آن پیش بردن بازیکنان یا رسیدن به بیس است.

A light tapped hit in baseball intended to move runners or get on base.

«او ضربه بانت زد تا دفاع را غافلگیر کند.»

He laid down a bunt to surprise the defense.

«ضربات بانت می‌توانند حرکات راهبردی در بیسبال باشند.»

Bunts can be strategic plays in baseball.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000