burgeon

bur·geon/ˈbɜːrdʒən/
verb (فعل)formalpast (گذشته): burgeonedpast participle (مفعولی): burgeoned-ing (حال): burgeoning3rd (سوم): burgeons

فعل — رشد کردن

رشد کردنگسترش یافتنشکوفا شدن

شروع به رشد سریع یا افزایش کردن؛ شکوفا شدن.

To begin to grow or increase rapidly; to flourish.

«شهر پس از ورود صنعت جدید شروع به رشد کرد.»

The city began to burgeon after the new industry arrived.

«شرکت‌های نوپا در این منطقه رشد می‌کنند.»

Tech startups burgeon in this area.

تفاوت با واژه‌های مشابه
flourishشکوفا شدن

رسمی. اشاره به رشد سالم یا سریع دارد.

Formal. Indicates healthy or rapid growth.

expandگسترش یافتن

رایج. افزایش اندازه یا گستردگی.

Common. To increase in size or scope.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000