burgeoning

bur·geon·ing/ˈbɜːrdʒənɪŋ/
burgeonto grow or develop rapidly-inggerund or present participle form
adjective (صفت)common

صفت — رو به رشد

رو به رشددر حال شکوفایی

شروع به رشد، گسترش یا شکوفایی سریع داشتن.

Beginning to grow, expand, or flourish rapidly.

«شرکت رو به رشد کارکنان جدید زیادی استخدام کرد.»

The burgeoning company hired many new employees.

«علاقه زیادی به انرژی‌های تجدیدپذیر در حال رشد است.»

There is a burgeoning interest in renewable energy.

تفاوت با واژه‌های مشابه
flourishingشکوفا

رایج. به معنی رشد یا توسعه خوب؛ معنی مشابه.

Common. Means growing or developing well; similar meaning.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000