cabinet

cab·i·net/ˈkæbɪnɪt/
1noun (اسم)commonplural (جمع): cabinets

اسم — کابینت

کابینتکمد

تکه‌ای از مبلمان با طبقات یا کشو برای نگهداری چیزها.

A piece of furniture with shelves or drawers for storage.

«بشقاب‌ها در کابینت هستند.»

The plates are in the cabinet.

«او کابینت آشپزخانه را باز کرد.»

She opened the kitchen cabinet.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cupboardکابینت

رایج. کمد معمولاً برای ظروف یا لباس‌ها است.

Common. Similar, but cupboard may emphasize storage for dishes or clothes.

2noun (اسم)formalplural (جمع): cabinets

اسم — کابینه

کابینههیئت دولت

گروهی از وزرا که به رهبر دولت مشاوره می‌دهند.

A group of government ministers who advise the leader.

«کابینه برای بحث درباره سیاست جلسه داشت.»

The cabinet met to discuss the policy.

«نخست‌وزیر کابینه جدیدی منصوب کرد.»

The Prime Minister appointed a new cabinet.

تفاوت با واژه‌های مشابه
governmentدولت

رسمی. به کل بدنه حاکم اشاره دارد.

Formal. Refers broadly to governing body, sometimes includes cabinet.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000