caffeinate

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

caf·fei·nate/ˈkæfɪˌneɪt/
caffe-from coffee/caffeine-inateto combine with/to treat with
1verb (فعل)commonpast (گذشته): caffeinatedpast participle (مفعولی): caffeinated-ing (حال): caffeinating3rd (سوم): caffeinates

فعل — کافئین‌دار کردن

کافئین‌دار کردنکافئین اضافه کردن

کافئین افزودن به (یک نوشیدنی یا محصول دیگر).

To add caffeine to (a drink or other product).

«اکثر نوشیدنی‌های انرژی‌زا به شدت کافئین‌دار شده‌اند.»

Most energy drinks are heavily caffeinated.

«آنها راهی برای کافئین‌دار کردن شکلات‌ها ابداع کردند.»

They developed a way to caffeinate chocolate bars.

تفاوت با واژه‌های مشابه
stimulateتحریک کردن

رایج. 'Stimulate' یک اصطلاح گسترده برای افزایش فعالیت یا هوشیاری است. 'Caffeinate' عمل خاص افزودن کافئین برای دستیابی به آن اثر است. شما می‌توانید 'رشد اقتصادی را تحریک کنید'، اما 'یک نوشیدنی را کافئین‌دار می‌کنید' تا آن را تحریک‌کننده کنید.

Common. 'Stimulate' is a broad term for increasing activity or alertness. 'Caffeinate' is the specific action of adding caffeine to achieve that effect. You can 'stimulate economic growth', but you 'caffeinate a beverage' to make it stimulating.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): caffeinatedpast participle (مفعولی): caffeinated-ing (حال): caffeinating3rd (سوم): caffeinates

فعل — با کافئین سرحال آوردن

با کافئین سرحال آوردنکافئین زدن به

بیدار یا پرانرژی کردن (کسی) با دادن کافئین به او.

To cause (someone) to become alert or energetic by giving them caffeine.

«او قبل از امتحان با یک اسپرسوی قوی خودش را کافئین‌دار کرد.»

He caffeinated himself with a strong espresso before the exam.

«یک فنجان چای می‌تواند شما را به آرامی سرحال بیاورد.»

A cup of tea can caffeinate you gently.

تفاوت با واژه‌های مشابه
energizeانرژی دادن

رایج. 'Energize' یک اصطلاح کلی برای فعال‌تر کردن کسی است. 'Caffeinate' روش خاص استفاده از کافئین است. شما می‌توانید 'یک تیم را با یک سخنرانی انگیزشی انرژی بدهید'، اما 'خودتان را با قهوه کافئین‌دار کنید'.

Common. 'Energize' is a general term for making someone more active. 'Caffeinate' is the specific method of using caffeine. You can 'energize a team with a pep talk', but 'caffeinate yourself with coffee'.

awakenبیدار کردن

رایج. 'Awaken' به معنای از خواب بیدار کردن است. در حالی که کافئین می‌تواند به بیدار کردن کسی کمک کند، 'caffeinate' بر اثر شیمیایی تمرکز دارد نه صرفاً حالت بیداری. شما 'از چرت بیدار می‌شوید'، اما 'خودتان را برای یک شب طولانی کافئین‌دار می‌کنید'.

Common. 'Awaken' means to rouse from sleep. While caffeine can help awaken someone, 'caffeinate' focuses on the chemical effect rather than just the state of being awake. You 'awaken from a nap', but 'caffeinate yourself for a long night'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000